یکشنبه، 13 سپتامبر 2026

 ارتباط فرهنگ با تمدن انسانی

2023/07/25 08:37 خبرگزاری حاما

 ارتباط فرهنگ با تمدن انسانی

بعضی از دانشمندان جامعه شناسی به این باور اند که فرهنگ معادل است با بيان حالات زندگي (ايدئولوژي، دين و ادبيات).

تمدن نيز عبارت است از تشكل جامعه و نظام و كنترل شرايط اجتماعي (تكنيك‏ها و سازمان‏هاي اجتماعي). ویا ، فرهنگ را به ارزش‏هاي اجتماعي و تمدن را به واقعيت‏هاي اجتماعي مربوط مي‏داندو بعضی از آنها تمدن و فرهنگ را چنين تعريف مي‏كنند: «تمدن عبارت است از تشكل همآهنگ انسان‏ها در حيات معقول با روابط عادلانه و اشتراك همه‏ي افراد و گروه‏هاي جامعه در پيشبرد اهداف مادي و معنوي انسان‏ها در همه‏ي ابعاد مثبت، [ولي] فرهنگ عبارت است از شيوه‏ي انتخاب شده براي كيفيت زندگي كه با گذشت زمان و مساعدت عوامل محيط طبيعي و پديده‏هاي رواني و رويدادهاي نافذ در حيات يك جامعه به وجود مي‏آيد». اين تعريف‏ها در صددند كه بين تمدن و فرهنگ، تمايز قايل شوند، ولي اين تمايز تنها در تعريف است و در واقعيت امكان‏پذير نيست ؛ زيرا انسان در جامعه زندگي مي‏كند و تمدن نيز در بستر جامعه محقق مي‏شود. از سوي ديگر، تمدن بدون مبنا و زمينه‏ي قبلي ايجاد نخواهد شد، بلكه همانا مبناي تمدن فرهنگ است. براي مثال، معارف قرآن مجيد، سنت رسول اكرم ص و سيره‏ي عملي پيشوايان اسلام، عناصر فرهنگ اسلامي را تشكيل مي‏دهد و اين عناصر مثل روح در كالبد تمدن اسلامي حلول كرده است. بنابراين، تمدن و فرهنگ در يكديگر تأثير و تأثر متقابل دارند و فرهنگ زيربناي تمدن به شمار مي‏رود.

در تأثير متقابل اين دو بايد دانست اگر پيشرفت تكنولوژي را از مصاديق تمدن بدانيم، خواهيم ديد كه با ورود اين ابزار به‏ديگر كشورها، افزون بر بُعد مادي، خواه ناخواه در فرهنگ بومي اين كشورها نيز اثر گذارده است.دراين صورت، تمدن و فرهنگ، مكمّل يكديگرند. به نظر مي‏رسد كه تمدن به معناي رفتارها و اعمالي باشد كه به محصول مادي فعاليت‏هاي اجتماعي باز مي‏گردد؛ مثل هواپيما، و تكنولوژي. در مقابل، فرهنگ به آفرينش محصولات اخلاقي و عقلاني در مسير حيات معنوي نياز دارد. آفرينش‏هاي ديني، هنري و فلسفي در كيفي‏ترين شكل ممكن، در آفرينش‏هاي معنوي جلوه‏گر مي‏شود.انديشمند ديگري، تمدن را مجموعه‏اي مي‏داند كه حاصل فعاليت‏هاي ذهني آدمي است و ابعاد گوناگون زندگي جمعي را تدبير و تسهيل مي‏كند. در نگاه او، تمدن، سازنده‏ي شخصيت و هويت افراد يك ملت يا جامعه در مقطع تاريخي و منطقه‏ي جغرافيايي است. اساسا هر تمدني بر پايه‏ي پيشينه‏هاي تاريخي ـ اجتماعي، پيش‏گمانه‏هاي معرفت شناختي، هستي شناختي، انسان شناختي، جامعه‏شناختي خاص و مشتمل بر فرهنگ و آداب و رسوم و هنر و ادبيات و نظام اجتماعي مخصوص به آن، استوار است.

كوتاه سخن اين‏كه، فرهنگ روح تمدن است. فرهنگ را نمي‏توانيم از انديشه‏ي ديني و دين جدا كنيم. دين هم روح فرهنگ است. دين را هم نمي‏توانيم از گوهر ايمان مذهبي جدا كنيم. روح دين، ايمان مذهبي است. مقوله‏ي فرهنگ و تمدن به عنوان ميراث مشترك بشريت، دربرگيرنده‏ي ابعاد اجتماعي، تاريخي و سياسي ملت‏هاي گوناگون است. اين دو مقوله، ارزش‏ها، هنجارها، روش‏هاي فكري و اصول پذيرفته شده و نهادمندي را دربرمي‏گيرد كه نسل‏هاي پي‏درپي هر جامعه، بيشترين احترام و اهميت را براي آن‏ها قايل‏اند. جوامع گوناگون همواره تحت تأثير فرآيندهاي فرهنگي و تمدني قرار داشته‏اند. فرهنگ و تمدن نيز در طول تاريخ از كاركردهاي اجتماعي و تاريخي ملت‏ها تأثير پذيرفته است. بنابراين، هرگونه تغيير و تحرك اجتماعي كه دربردارنده‏ي تبادل و تعامل فرهنگ‏هاست، به وسيله‏ي فرآيند فرهنگي و تمدني تحقق مي‏يابد. هر تمدن در جريان شكوفايي خود، به تدريج نهادها و زيرساخت‏هاي اصلي فرهنگي، سياسي اجتماعي، اقتصادي و علمي متناسب با خود را ايجاد مي‏كند. تمدن بر اساس انديشه، بصيرت و فرهنگ، خود داراي ظرفيت ويژه و از پيش تعيين شده است.پس فرهنگ و تمدن دو پديده‏ي درهم تنيده‏اند كه به دليل تحولات جديد و اختلاف در ضريب تحريك بين آن‏ها، نوعي نابرابري نسبي در پويايي آن‏ها پديد آمده و بين آن‏ها فاصله انداخته است. بر اين اساس، براي حل مسايل ناشي از تمدن جهاني، راهي جز بهره‏گيري از ارزش‏هاي سازنده‏ي فرهنگ‏هاي متفاوت نيست. در نتيجه، وقتي مسأله‏ي گفت‏وگوي تمدن‏ها مطرح مي‏شود، خودشناسي و خودسازي فرهنگي و اجتماعي، نخستين گام در مسير تحقق اين گفت‏وگو خواهد بود. فرهنگ و تمدن از جمله مفاهيمي هستند كه گستره‏ي تاريخي آن‏ها به درازاي تفكر اجتماعي انسان‏هاست و همانند درخت پربار، در اولين نهاد جامعه و زندگي بشريت، ريشه دارند.

نویسنده: مهریه فیضی

خبرگزاری حاما

اشتراک‌گذاری: